CUTE
نگاه کنید :













دست نوشته های سید محمد مُرکبیان
نمی دانم چرا من برای این راه انتخاب شدم ! ...
چه دردیست تحمل این همه زخم ... زخم هایی که با خنجر نادانی ؛خودم به تن و روحم زدم !...
گر چه مدت هاست که از آن روز ها می گذرد و من خود را از سیاهی دنیا بیرون کشیده ام اما هنوز سوزشی بر روی زخم هایم احساس می کنم ..
سوزشی پر از خاطره و درد ...
واقعآ نمی دانم که چه کسی می تواند از این جا به بعد همسفر من باشد !؟
می دانم یکی هست از جنس من ! .. اما نمی دانم کجاست .. اوست که تنها یاری با من ماندن را دارد ..
و می دانم که خود او به رسم آیین زندگی وارد سر نوشت ام خواهد شد ...
اما این را نمی دانم که او تا آخر راه با من خواهد ماند و یا من توان یاری کردن او را تا پایان راه دارم یا نه ؟ نمی دانم ...
تنها چیزی که آشکار است.. آن است که من دیگر نمی خواهم در سیاهی های دنیا گم شوم .. حتی اگر این لحظه آخرین لحظه ی عمرم باشد ..!
some interesting buildings


The Dancing House ) Czech Republic )


The Piano House) China )


Kansas City Library ) United States )

The Robot Building) Thailand )


The Blue Building) Netherlands )


The Astra House)Germany )

The Crooked House) Poland )


Sam Kee Building , Vancouver , BC , Canada


Six degrees of separation
مایکروسافت اثبات کرد: فاصله من از هر اویی: تنها شش قدم!
بر اساس نظریه «۶ درجه جدایی» Six degrees of separation
هر دو شخص دلخواه روی کره زمین با ۶ واسطه به هم مربوط میشوند. مثلا شما به
عنوان یک شهروند ایرانی با واسطه حداکثر ۶ نفر دیگر به یک شهروند کشور آفریقایی
مرتبط میشوید.
چگونه؟! شما ممکن است دوستی داشته باشید که دوستی داشته باشد که
حرفهاش خبرنگاری باشد و آن خبرنگار هم با خبرنگاری خارجی دوست باشد که مقیم آن
کشور آفریقایی باشد و این خبرنگار آفریقایی هم زمانی به محل اقامت آن شهروند
ناآشنای آفریقایی رفته باشد و گزارشی تهیه کرده باشد!

باور کردنش سخت است و اثبات این نظریه هم دشوار است، ولی شاید
شما به طور تصادفی در زندگی به مواردی از این قبیل برخورده باشید.
به تازگی دانشمندان شرکت مایکروسافت توانستهاند نظریه ۶ درجه جدایی را
در دنیای اینترنت به اثبات برسانند. بر اساس مقالهای که در مجله نیچر
منتشر شده است، این دانشمندان اطلاعات یک ماه استفاده از پیامرسان شرکت مایکروسافت Microsoft
Messenger را تحلیل کردهاند. در این مدت کاربران پیامرسان مایکروسافت هر
روز یک میلیارد مکالمه یا چت اینترنتی انجام میدادند که معادل روزانه ۱۵۰ گیگابایت
اطلاعات و ۴/۵ ترابایت اطلاعات در ماه شد.
تحلیل میکرد، نشان داد که درجه جدایی هر کاربر دلخواه پیامرسان مایکروسافت از هر
کاربر دیگر تنها ۶/۶ است. عدد ۶/۶ بسیار نزدیک به عدد ۶ «نظریه ۶ درجه جدایی» است.
اما دانشمندان مایکروسافت تنها پژوهشگرانی نبودهاند که روی
مفهوم «۶ درجه جدایی» کار کردهاند:
نخستین بار استنلی میلگرم Stanley Milgram -دانشمند آمریکایی-
عبارت «۶ درجه جدایی» را ابداع کرد. او در آزمایشی برای بررسی شبکههای اجتماعی در
آمریکا از مردم خواست نامههای مخشخصی برای دوستانی که میشنانسد بفرستند، او نشان
داد که هر دو نفری را که در این آزمایش شرکت کردهاند، حداکثر ۶ درجه با هم فاصله
دارند.
فیسبوک: Six Degrees نام یک اپلیکیشن فیسبوک است که
توسط «کارل بونیان» تهیه شده است. بعد از نصب این اپلیکیشن که تا به حال بیش از ۱۱
میلیون کاربر آن را نصب کردهاند، هر کاربر میتواند فاصله خود را از کاربر دلخواه
دیگر پیدا کند. درجه جدایی متوسط محاسبه شده توسط این اپلیکیشن ۶/۳۸ بوده است و
حداکثر درجه جدایی که تا به حال این اپلیکیشن محاسبه کرده است ۱۴ بوده است.
در سال ۲۰۰۱ یک استاد دانشگاه کلمبیا به نام «دونکان واتس»
تصمیم گرفت که ۶ درجه جدایی را در اینترنت به بوته آزمایش بگذارد، برای این کار او
از ایمیل استفاده کرد. به این ترتیب که شرکتکنندگان در این آزمایش باید پیامی را
برای دوستان خود میل میکردندو آنها هم پیام دریافتی را به افراد دلخواخه دیگر میل
میکردند. بعد از ارسال مکرر میلها به وسیله ۴۸ هزار کاربر در ۱۵۷ کشور جهان مشخص
شد که هر دو دریافتکننده پیام این تحقیق حداکثر ۶ درجه از هم فاصله دارند.
کوین بیکن و بازی ۶ درجه جدایی: کوین بیکن، هنرپیشه
مشهور هالیوود در مصاحبهای که در سال ۱۹۹۴ درباره یکی از فیلمهایش به نام
«رودخانه وحشی» انجام داده بود گفته بود که او با همه هالیوودیها یا مستقیما کار
سینمایی انجام داده است و یا با واسطه دوستان و همکارانش با هالیوودیها همکار بوده
است.

بر اساس همین اظهار نظر جالب، سه دانشجوی کالج آلبرایت به این
فکر افتادند که بازی جالبی طراحی کنند.در این بازی که به زودی انجامش در جشنها و
نشستهای دانشجویی همهگیر شد، نام یک هنرپیشه به شرکتکنندگان گفته میشد و آنها
باید با دانش فیلمشناسی خود واسطههای همکاری کوین بیکن و آن هنرپیشه را کشف
میکردند.
برای مثال آنها باید واسطههای همکاری کوین بیکن و رونالد ریگان
را پیدا میکردند. آنها باید پاسخ میدادند که رونالد ریگان در سال ۱۹۶۱ در فیلم
Young Doctors با ادی آلبرت بوده است و ادی آلبرت هم در سال ۱۹۸۹ در فیلم The Big
Picture با کوین بیکن همکاری کرده است.
کوین بیکن و شبکه اجتماعی خیریه: در ژانویه سال ۲۰۰۷،
کوین بیکن شبکه اجتماعی SixDegrees.org را تأسیس کرد. او تصمیم گرفت از مفهوم «جهان
کوچک» استفاده کند و همگان را تشویق به شرکت در فعالیتهای خیرخواهانه آنلاین کند.
او در گام نخست از افراد مشهوری مانند نیکول کیدمن، اشلی جاد و رابرت دووال دعوت
کرد.
ساخت عروسکهای زنده توسط شرکت جن-پتز

شرکت کانادایی بیو.ژنیکا با تلفیق ژن های موش، میمون ، خرگوش و خوک اقدام به ساخت موجوداتی زنده ای نموده است که قادر به انجام چندین حرکت ساده مانند چهار دست و پا راه رفتن و احساس درد میباشند. این موجودات را در حالی که به رشد نهایی خود رسیده اند و دارای لایف تایم از یک تا سه سال میباشند در بسته هایی قرار داده و در نظر دارد به عنوان اسباب بازی روانه بازار نماید.
این موجودات در هنگامی که در بسته قرار دارند در حالت هایبرنیشن بوده و به کمک میزان اندکی پروتئین تغذیه و زنده نگاه داشته میشوند.
شرکت جن-پتز اقدام به تولید عروسکهای زنده ای کرده است که اسباب بازی یا ربات نیستند بلکه موجودات زنده ژنتیکی میباشند که نفس نیز میکشند. این شرکت با استفاده از علم ژنتیک و به کمک روشی بنام “تزریق جزیی زایگت” Zygote_Micro_Injection که در مهندسی زیستی برای ترکیب دی.ان.ای و تزریق پروتیین بکار میرود، این حیوانات خانگی عقیم شده را با تركيبي از ژنهاي خرگوش، شامپانزه و خوك ساخته است.
این حیوانات با القای خواب زمستانی درآنها بسته بندی شده و روانه بازارهای فروش میگردند. این بسته بندیها با استفاده از لامپ های الکترونیکی دیودی ضربان قلب حیوان و درجه تازگی حیوان را نشان میدهند و دارای سیستم آي _وي است تا حیوان توسط یک لوله باریک تغذیه شود. طول عمر این حیوانات بر اساس نوع خریداری شده یک یا سه سال است. جن-پت پس از خارج شدن از بسته بندی خواب زمستانی خود سر و صدای کمی داشته ولی زود با انسان انس میگیرند.
این حیوان عروسکی در شش مدل شخصیتی ورزشکار(قرمز)، ماجراجو(نارنجي)، بازیگوش(زرد)، آرام(سبز)، خوگیر(آبی) و مقدس(بنفش) ساخته شده اند. که هر کدام نشانگر خصوصیت ژنتیکی القاء شده برای ژن پت میباشد. ژن پت متفکر، ورزشکار، ...
قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته اند. ممکن است قیمت حدودا 12500 دلار باشد.
اين موجود زنده طوري ساخته شده است كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشد. مدفوع آن بسيار مختصر بوده و به غذاي كمي احتياج دارد. طول آن حدود 20 سانت و عرضش 7 سانت میباشد. جثه آن بزرگ نميشود و كاملاً درد را حس ميكند ولي نميتواند صدای بلند توليد كند. این محصول داري خون، عضله و استخوان بوده و بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار شده و چشمهایش را باز میکند!
برای اطلاعات بیشتر از سایت Gen.Pets دیدن کنید:
http://www.genpets.com/meet.php
سؤال، اين است كه اگر آنها موجودات زنده هستند، چرا داخل يك پكيج پلاستيكياند؟ در پاسخ گفته شده است كه آنها طوري طراحي شدهاند كه براي فروش در قفسههاي فروشگاهها گذاشته شوند، نه در مغازههاي سنتي فروش حيوانات خانگي.
براي همين است كه آنها در پكيجهاي پلاستيكي بستهبندي شدهاند. ليكن برخلاف ديگر موجودات زنده، ژن پتها قادر به تكثير و توليدمثل نيستند. ژن پتها قادر به بازشناسي مالكان و صاحبانشان نيز هستند. پس از بيدار شدن از خواب به مالكشان ميچسبند و براي باقيماندة چرخة زندگيشان شخص مزبور را بازشناسي ميكنند. ژنپتها كه در داخل پكيج، چشماني بسته دارند، پس از بيرون آوردنشان از پكيج، ظرف حدود بيست دقيقه به آرامي از خواب بلند ميشوند.
ژنپتها توانايي حركت محدودي دارند و لذا بيشتر شبيه يك نوزاد تازه به دنيا آمده عمل ميكنند تا يك بچه بالغ. لذا بايد از يك ژن پت، بيشتر انتظار لوليدن و جنبيدن داشت تا خزيدن يا چهار دست و پا راه رفتن. نبايد زياد انتظار داشت كه آنها روي دو پا راه بروند و يا چهار دست و پا حركت كنند. آنها گاز نميگيرند و نيش نميزنند، هر چند «بيوجنيكا» كه كمپاني زيستمهندسي توليد ژن پتهاست، اسباب و آلات دورانداختن دندانشان را نيز به معرض فروش ميگذارد.
سرانجام بايد گفت كه ژن پتها در درون بستههاي پلاستيكي تنفس ميكنند! اين كار از طريق منافذ و سوراخهايي در كنارههاي بسته انجام ميگيرد كه اجازة عبور هوا را ميدهد.
نسخة اصلي اولية ژن پتها و نيز ژن پتهاي پرورش يافتة ديگر با استفاده از فرايندي موسوم به «خرده تزريق تخم بارور» (Zygote Micro Injection) توليد شدهاند.
پس از آن، ژنپتها در مزرعههاي آزمايشگاهي پرورشي و امدادي مخصوصي بزرگ ميشوند. «خرده تزريق تخم بارور» به سرعت در حال تبديل شدن به روشي محبوب و مورد علاقه براي تركيب DNAها يا قرار دادن پروتئينهاي خاصي از نمونههاي مختلف است.
از همه قابل توجهتر، اين روش در سال1997 براي به هم جوش دادن موشها با چتر دريايي زيست تاب (فسفر افكن) (bioluminescent) استفاده شده و از آن زمان براي توليد خرگوشها، خوكها، ماهيها و ميمونها مورد بهرهبرداري قرار گرفته است. از آن زمان، DNA انسان به شامپانزه و عنكبوت به گوسفند تزريق شدهاند و حالا Genpetها رسيدهاند.
مطالب و اطلاعات فوق در مورد ژنپتها همه از وبسايت www.genpets.com گرفته شده است. اما واقعيت امر چيست؟ يك وبسايت سر كاري كه تكنولوژي و دانشي مربوط به حدود 150 سال بعد را به زمان حاضر منسوب ميكند.
بنا به محاسباتي كه در بيوفيزيك محاسباتي انجام شده است، ما تازه در اواسط قرن بيست و دوم قادر خواهيم بود به دانشي جزء به جزء از DNA دسترسي پيدا كنيم كه امكان توليد اين گونه موجودات را فراهم آورد. اطلاعات و دانش ما نسبت به ابر مولكول DNA و نيز هزاران مولكول پيچيدة ديگر در هستة سلول، در قياس با دانشي كه بتواند به ما امكان انجام پروژههايي نظير Genpets را بدهد، به غايت اندك و ناچيز است.
به علاوه، انجام اين كار، به تكنولوژي و فنآوري پيچيده و پيشرفته و عظيمي احتياج دارد كه در شرايط كنوني و با توجه به اوضاع و احوال فعلي علم مهندسي ژنتيك كه ميتوان رصد كرد، دور از دسترس و بهرهبرداري به نظر ميرسد. دانش كنوني ما از DNA و ژنهاي قد و نيم قد و رنگ و وارنگ آن، كمتر از يك هزارم آن مقداري است كه براي شناخت كامل DNA و كاركرد هر يك از ژنهاي آن لازم است.
وبسايت مزبور، حاصل هنرنمايي و شيرينكاري مجسمهساز و پيكرتراش و برنامهنويس كامپيوتري 24 سالة كانادايي ، آدام براند جس (Adam Brandejs) است. براي اطلاعات بيشتر در مورد اين هنرمند ماجراجو و خلاق ميتوانيد به وب سايت www.brandejs.ca مراجعه كنيد. براي چك كردن اخبار اينترنتي و شايعههاي متداول دنياي مجازي، يك مرجع خوب، وبسايت www.snopes.com است. شايعه و شوخي فريبآميز Genpets در اين وبسايت، مورد بررسي قرار گرفته و كذب بودن آن خاطرنشان شده است.
براند جس خود ميگويد: «من در اين واقعيت، تأمل و درنگ ميكنم كه تكنولوژي، كجا و چگونه و به وسيله چه كسي مورد بهرهبرداري قرار خواهد گرفت.» او اين را خلاصة پيام اين مجسمه ميداند و در عين حال، خاطرنشان ميكند كه او ضد رشتة زيستمهندسي (bioengineering) نيست.
















